تبليغاتX
در اینده یک چیزی میشه





 

چند نکته ی مهم

۱. امتحانا شروع می شود و من اپ نمی کنم  البته تا بعد از امتحان ها که تقریبا می شه حدودا ۳۰ خرداد

۲. تولدم مبارک تولدم مبارک

اینکه ۲۹ تولدمه تولدم مبارک همه تولدم  مبارک

                                                     

                                                       

                                                     

                                                      

نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

رنگ‌هاي برّاق سوسک مي‌تواند در فناوري جديد نور مؤثر باشد 

در بررسي رنگ‌هاي سبز و قرمز برّاق انواعي از سوسک سرگين- غلتان، دانشمندان دريافته‌اند که طيف بازتابي غيرعادي آن‌ها ناشي از نقص‌هايي در ساختار لايه‌ي خارجي، يا پوسته‌ي سخت آن‌هاست؛ شناخت چگونگي توليد رنگ‌هاي براق توسط اين ساختار مي‌تواند به دانشمندان کمک کند تا بازتابنده‌هاي نانومتري کايرالی را براي استفاده در فناوري‌هاي نمايش دادن و ليزر در آينده طراحي کنند.

 

در حالي که بيش از 30000 نوع مختلف سوسک سرگين غلتان در سراسر جهان وجود دارد، نمونه‌هاي مورد بررسي از نوع خاصي بودند که عمدتاً در جنوب افريقا پيدا مي‌شود. در اوايل سال‌هاي 1900، دانشمندان متوجه شدند که اين نوع سوسک نورکاملاً چپگرد ( با قطبش دايره‌اي چپگرد) و بدون هيچ مؤلفه‌اي از نور راستگرد- را باز مي‌تاباند که تنها مثال شناخته شده‌ي اين پديده در طبيعت است.

 

در دهه‌ها بعد، دانشمندان علت اين رجحان نامتقارن را کشف کردند. پوسته‌ي سوسک از تعداد زيادي لايه‌ي متشکل از رشته‌هاي مويين تشکيل شده است که موازي هم قرار دارند، که باعث مي‌شوند نور با قطبش در امتداد رشته‌ها را  ترجيح دهند. هر لايه نسبت به لايه‌ي بالاتر از خود اندکي چرخيده است که باعث تشکيل توده‌اي مارپيچي مي‌شود که به طرف چپ مي‌چرخد. اين ترتيب قرار گرفتن لايه‌ها نور با قطبش دايره‌اي چپگرد را باز مي‌تاباند، که با شکل مارپيچي موجي که به طرف چپ مي‌چرخد بيان مي‌شود.

 

يوهان برنيک مي‌گويد : اين که چرا طبيعت به سوسک سرگين- غلتان اين ويژگي را داده است که فقط نور چپگرد را باز بتابانند پرسش دشواري است. رنگ‌آميزي حشرات معمولاً نوعي سازش بين قابليت استثار و کوشش در جهت يافتن جفت است. در برخي موارد (معمولاً براي زرد، سياه و سرخ)، اين رنگ هشداري به شکار گران در جهت  سمّي بودن آن‌هاست. احساس من اين است که اين سوسک‌هاي سرگين- غلتان مي‌کوشند تا باپهن‌تر کردن نوار بازتاب خود را قابل رؤيت‌تر سازند. با اين همه اين ايده هنوز به صورت کامل به اثبات نرسيده است.

 

دانشمندان ديگر عضو اين گروه بررسي توضيح دادند که چرا اين سوسک‌هاي سرگين- غلتان فوق‌العاده برّاق داراي طيف بازتابي هستند که قله‌هاي آن با طيف‌هاي هموار و کم‌تر برّاق ساير سوسک‌ها تفاوت دارد.

 

برنيک مي‌گويد: « از ناسازگاري‌ بين محاسبه‌ها  و طيف‌هاي اندازه‌گيري شده و محاسبه‌هاي مبتني بر ساختار کايرال کامل ، فکر مي‌‌کنيم چيزي در ساختار آن‌ها « غلط » است. آزمون و خطا کشف کرده‌ايم که مي‌توان با فرض وجود نقص‌هايي در سازمان لايه‌هاي طيف‌ها را با تقريبي خوب شبيه‌سازي کرد. فقط وقتي فهميديم که بايد دقيقاً دنبال چه چيزي بگرديم، متوجه شديم که شگرد کار سوسک‌ها چيست».

 

با تاباندن نور به لايه‌هاي خارجي و تحليل نور بازتابيده، دانشمندان متوجه شدند که مدوله شدن عميق طيف‌ها قله‌هاي خوش تعريفي را به وجود مي‌آورد که نشان‌گر وجود اختلال‌هايي در لايه‌هاي مارپيچي پوسته‌ي خارجي است.

 

با يک ميکروسکوپ الکتروني روبشي، اين گروه نقص جالب توجهي را يافته‌اند. گرچه در نگاه اول به نظر مي‌رسد که لايه‌هاي متشکل از تارهاي چويين داراي فاصله‌هاي مساوي هستند، اما دانشمندان نقطه‌اي را شناسايي کردند که در آن فاصله‌ي لايه‌ها ناگهان در حدود 10% در سطح ميکروسکوپي تغيير مي‌کند. با توجه به  مدل دانشمندان، اين جهش ناگهاني نوار بازتابي را چهار برابر چيزي که از يک توده‌ي مارپيچي کامل به دست مي‌آيد پهن مي‌کند.

 

همين‌طور، اين دانشمندان کشف کردند که چرا بعضي از اين سوسک‌ها قرمزند و بعضي سبز. با فرض اين که هر دو نوع از يک ماده ساخته شده باشند، تنها تفاوت ناشي از اختلاف ضخامت لايه‌‌ي خارجي است. همين‌طور، رنگ‌هاي مختلف در يک سوسک- مانند لبه‌هاي سبز در يک سوسک قرمز، يا لبه‌هاي آبي يک سوسک سبز- وقتي به وجود مي‌آيد که زاويه‌ي تابش افزايش يابد.

 

برنيک مي‌گويد: « فکر مي‌کنيم نمونه‌ي سبز، احتمالاً به علت شرايط خشک‌تر، کُندتر رشد مي‌کند» نمونه‌هاي قرمز بيش‌تر در نواحي مرطوب‌تر ( و سبزتر) يافت مي‌شوند که در آن‌جا باسرعت بيش‌تري رشد و لايه‌هاي ضخيم‌تري را توليد مي‌کنند. اين موضوع با ايده‌هاي قابل مشاهده‌تر شدن آن‌ها سازگار است.»

 

دانشمندان مي‌گويند شناخت اين‌که چگونه مهندسي » ناکامل» طبيعت ويژگي‌هاي اپتيکي سوسک سرگين- غلتان را بهبود مي‌بخشد مي‌تواند به کاربردهايي در فناوري نمايش دادن و ليزز بينجامد.

 

به گفته‌ي برنيک «‌کاربردهاي ممکن اين نوع مهندسي نقص» مي‌تواند بازتابنده‌‌هاي ليزر با نوار پهن براي ليزرهاي نيم‌رسانا و صافي‌هاي داراي نوار باريکي باشد که گاهي در طيف سنجي براي شناسايي و طبقه‌بندي  مواد وکاني‌ها به کار مي‌روند.»
نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

لیزر ویروس ها را درون خون منفجر می کند 

    يك گروه پژوهشي متشكل از يك پدر و پسر كه در آزمايشگاه‌‌هاي مختلف كار مي‌كنند روش جديدي را براي پاك‌كردن خون از ويروس‌ها پيدا كرده‌اند. در اين روش كه نويد بخش ضدعفوني كردن خون براي انتقال آن است از يك باريكه ليزر كم توان استفاده مي‌شود كه تپ آن فقط كسري از ثانيه تداوم دارد.

 

          شاوي وي ديويد دزن[1] كه دانشجوي دانشگاه جان هاپكينز است مي‌گويد كه اين فكر در يك قدم زدن در پارك با پدرش به وجود آمد. دزن كه پژوهشگر ايمن‌شناسي در آزمايشگاه تي. سي.وو[2]  در مركز سرطان كيمل در هاپكينز است در جست‌وجوي روش جديدي براي خلاص شدن از دست عامل‌هاي بيماري‌زاي خطرناك مانند ويروس‌هاي HIV و هپاتيت C است. او مي‌گويد كه روش‌هاي جديد استفاده از پرتوهاي UV و راديوايزوتوپ‌ها ردي از اجزاي جهش يافته يا آسيب‌ديده در خون به جا مي‌گذارد.

 

          استفاده از ارتعاش‌هاي فراصوتي براي نابودكردن ويروس‌ها يك راه ممكن است، اما پدرش كونگ – تون – دزن[3]  كه متخصص ليزر در دانشگاه ايالتي آريزوناست فكر بهتري داشت: ليزرها، برخلاف امواج فراصوتي مي‌توانند در آب جذب‌كننده‌ي انرژي اطراف ويروس‌ها نفوذ كرده و عامل‌هاي بيماري‌زا را به ارتعاش درآورند.

 

          پژوهشگران، ليزر كم تواني را با تپ‌هايي به مدت 100 فمتو ثانيه (13-10 ثانيه) به طرف لوله‌هاي شيشه‌اي نشانه گرفتند كه حاوي ويروس‌هايي در آب نمك رقيق بود كه باكتري‌ها را عفوني مي‌كند و باكترپوپاگاز هم خوانده مي‌شود. مقدار ويروس‌ واگيردار در هر مكعب پس از ليزر درماني 100 تا 1000 برابر كاهش يافت. دزن جران گفت: «آزمايش را چند بار تكرار كردم تا خود را متقاعد سازم كه ليزر به خوبي كار كرده است.»

 

          ليزر مورد استفاده‌ي آن‌ها با ليزر نور مرئي كه باريكه‌ي پيوسته‌‌اي را گسيل مي‌كند تفاوت دارد. اين ليزر تپ سريعي را گسيل مي‌دارد و سپس استراحت مي‌كند تا محلول اطراف ويروس خنك شود. اين موضوع آسيب‌گرمايي به اجزاي مختلف خون را به طور قابل ملاحظه‌اي كم مي‌كند.

 

          با توجه به اين مطلب كه ارتعاش پوسته‌ي خارجي ويروس را از بين مي‌برد دانشمندان دريافتند كه ليزر كم توان آن‌ها ويروس‌ها را به صورت گزينشي از بين مي‌برد اما به سلول‌هاي اطراف آن آسيب نمي‌رساند، در حالي كه باريكه‌هاي قوي‌تر تقريباً همه چيز را از بين مي‌برد.

 

          اين پدر و پسر گمان مي‌كنند كه ارتعاش‌هاي ليزر مي‌تواند ويروس‌هاي مقاوم به داروها و ويروس‌هاي حساس را به يك ميزان از بين ببرد.

 

          وو مي‌گويد «روشي كه دانشجويم ابداع كرده است را مي‌توان بالقوه براي انتقال محصولات خوني كه با ليزر ضدعفوني شده‌اند در جهت كنترل بيماري‌هاي مسري به كار برد.»

 

          اين دانشجويان نتيجه‌هاي كار خود را در شماره 13 ژوييه جورنال او فيزيك: ماده‌ي چگال چاپ كرده‌اند. آن‌ها مطالعات خود را با استفاده از ويروس‌هاي مختلف ارائه خواهند داد. وو مي‌گويد: «گمان مي‌كنيم كه اين كار روي ويروس‌هاي باكتريايي‌ نويد بخش است، اما آزمون واقعي با عامل‌هاي بيماري‌زايي چون HIV و هپاتيت خواهد بود.»

 

 

 

ترجمه : دکتر منیژه رهبر 

نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

آندوسکوپی مجازیVIRTUOLENDOSCOPY  

روش بازسازی مجازی یکی از شاخه های علم کامپیوتر است . که داده را تبدیل به تصاویر سه بعدی می کند و درقسمت خروجی سیستم به نمایش می گذارد .
اندوسکوپی مجازی یک سیستم نرم افزاری گرافیکی است که برای بررسی و مطالعه اندوسکوپی شبیه سازی شده داخل یک تصویر سه بعدی به کار می رود .
قبل از ابداع CT تمام اطلاعات درون بدن بیمار با استفاده از روشهای تهاجمی ( اندوسکوپی ، آنژیوگرافی ، پنومو آنسفالوگرافی و برونکوسکوپی و ... ) به دست می آمد . این روشها علاوه ناخوشایند بودن برای بیمار خطرناک هم بودند به عنوان مثال در اندوسکوپی امکان سوراخ شدن لوله گوارشی وجود دارد .
هر چند ابداع CT-Spiral و به خصوص نوع multi slice آن تاثیری شگرف برروی حجم اطلاعات بدست آمده از بیمار داشت ولی هنوز هم تصاویر دو بعدی بود در حالی که تمام ساختارهای مورد مطالعه سه بعدی بودند و برای غلبه بر این مشکل رادیولوژیست می بایست با کنار هم گذاشتن اطلاعات حاصل از تصاویر و دانسته های بالینی بیمار و تصور سه بعدی تصاویر در ذهن خود به نتیجه می رسید . راه حل ابداع شده برای غلبه بر این کاستی اندوسکوپی مجازی بود که با استفاده از نرم افزارهای کامپیوتری امکان خلق تصویر سه بعدی از عضو مورد نظر و امکان حرکت در طول لومن ها مثل اندوسکوپی را فراهم می کرد .
- کاربردهای اندوسکوپی مجازی اندوسکوپی مجازی یک ابزار توانمند برای بررسی قسمتهای مختلف بدن است . برای بررسی کولن ( virtual colonoscopy 1999 ) راههای هوایی ( virtual bronchoscopy 1999 ) ، سینوسهای اطراف بینی ، مثانه ، کانال نخاعی ، و اخیراً مجازی پانکراسی و مشترک صفراوی . ( virtual cholangioponcreatoscopy 1998 ) ، و گوش داخلی uallabyrinthoscopy 2000 ) ( virtual - مزیت ها و محدودیت ها با استفاده از این روش امکان جمع آوری اطلاعات از سطح داخلی و خارجی لومن وجود دارد در حالی که در اندوسکوپی فقط امکان بررسی داخل لومنی وجود داشت .
در این روش امکان بروز عوارض ناشی از اندوسکوپی وجود ندارد ( سوراخ شدن لوله گوارش و یا ایجاد عفونت ) گاهی اوقات تنگی ها و انسداد موجود در لوله گوارش امکان عبور اندوسکوپ را مشکل یا حتی غیر ممکن می کند و این درحالی است که با استفاده از اندوسکوپی مجازی می توان این گونه ساختارها را نیز مورد مطالعه قرار داد . در کنار این مزایا این روش با محدودیت هایی نیز روبرو است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد .
در حال حاضر هزینه انجام این کار بیمار گرانتر از اندوسکوپی است . به عنوان مثال هم اکنون هزینه انجام virtual colonoscopy در ایالات متحده امریکا حدود 500 دلار است که تقریباً ده برابر اندوسکوپی است . کم بودن اطلاعات بافتی و آناتومیکی نسبت به روش اندوسکوپی نیز یکی از محدودیت های این روش است و همچنین در این روش امکان اعمال روشهای مداخله ای مثل polypectomy وجود ندارد و در صورت وجود polyp در روده ها باید با استفاده از اندوسکوپی فایبداپتیک اقدام به polypectomy کرد .
- ابزار و لوازم مورد نیاز برای اندوسکوپی مجازی برای انجام CT اندوسکوپی مجازی باید چهار بخش وجود داشته باشد که عبارتند از دریافت اطلاعات ، پردازش اولیه تصویر ، ارائه سه بعدی و در انتها نمایش و تجزیه و تحلیل تصویر است .
1- دریافت اطلاعات ( Data Acquisition ) : نخستین گام در تشکیل تصویر مطلوب انتخاب دقیق پارامترهای اسکن است . این پارامترها شامل ضخامت برش ، پیچ اسپیرال و مقدار روی هم افتادن لبه ها ( ovelaping ) و فاکتورهای تابش اشعه مثل kvp ،‌ mA و زمان اسکن . انتخاب فاکتورهای تابش باید به گونه ای باشد که یک تعادل بین کیفیت تصاویر و دوز جذبی بیمار ایجاد کند .
جدول زیر فاکتورهای پیشنهاد شده را برای انجام سه تصویربرداری راههای هوایی ، کولن و آنژیوسکوپی را نشان می دهد . نوع مطالعه kvp mA زمان اسکن پیچ ضخامت برش ( mm ) شاخص تصویر برونکوسکوپی 120 150 1sec/rev 1 5 1 کولونوسکوپی 110 100 1sev/rev 1/25 5 2 آنژیوسکوپی 120 150 1sev/rev 1/25 5 2 2- پردازش اولیه تصاویر ( Image processing ) مرحله بعدی پس از دریافت اطلاعات پردازش اولیه اطلاعات است که هدف آن بهینه سازی تصویر قبل از پردازش نهایی است .
پردازش اولیه شامل استفاده از الگوریتم های مختلف فیلد کننده نویز برای کاهش نویز تصاویر است . بخش بندی تصویر ، تعیین مسیر حرکت برای حرکت در داخل ساختارهای لوله ای و ابزارهای دیگر مثل ابزارهای دسته بندی ( cropping ) و قطع کردن ( cutting ) است . بخش بندی تصویر ( segmentation ) می تواند به دو روش نیمه اتوماتیک ( توسط اپراتور ) و یا تمام اتوماتیک انجام شود .
در روش نیمه اتوماتیک اپراتور قسمتی را انتخاب می کند که شامل اطلاعات مورد نظر است و پس از انجام این عمل برای ارائه بعدی آماده است . به عنوان مثال برای برونکوسکوپی این عمل یک تصویر ماسک برای ارائه سه بعدی آماده می کند که شامل راههای هوایی و ششهاست . که در آن کل فضای میان سینه ، استخوانها و سایر ساختارهای خارجی حذف شده اند . 3- ارائه سه بعدی ( 3d Rendering ) دو روش برای ارائه تصویر سه بعدی در اندوسکوپی مجازی وجود دارد .
ارائه تصویر سه بعدی از سطح ( surface redering ) و ارائه حجم ( volume Rende ring ) هر دو این روشها در آزمونهای گوناگون CT اندوسکوپی استفاده می شوند . ولی اکثراً صاحب نظرات معتقدند که ارائه سطح برای استفاده در تصاویر CTVR مناسب نیست به این دلیل که باعث آرتی فکت ناشی از میانگین گیری حجم می شود . استفاده از ارائه سه بعدی از حجم باعث ایجاد تصویر واقعی تر از ناحیه مورد نظر می شود در ضمن این که آرتیفکت های کمتری نیز نسبت به روش ارائه سطح دارد .
جمع آوری اطلاعات پردازش اولیه اطلاعات ارائه سه بعدی نمایش و تجزیه و تحلیل تصویر فرایند طی شده برای تهیه تصاویر CT اندوسکوپی 4- نمایش و تجزیه و تحلیل تصویر برای نمایش و تجزیه و تحلیل تصویر نیاز به سیستم های کامپیوتری و نمایش دهنده های قوی است . CT اندوسکوپی شامل ابزارهای تجزیه تحلیل تصویر است که به اپراتور این اجازه راه می دهد تا با استفاده از طیف گسترده ای از نرم افزارها به کار روی تصاویر بپردازد که تعدادی از این کارها در زیر آورده شده است .
- تمام موارد مربوط به تصاویر دو بعدی ( تصاویر آگزیال CT ) - Flythrough2 ارائه مدل سه بعدی از آناتومی ناحیه مورد نظر - Navigat of 3D این برنامه برای تعیین مسیرحرکت در آناتومی ناحیه مورد نظر است . - برش و نمایش تصویر آناتومی نواحی که روی هم خوابیده اند .
- تعریف وضعیتهای پاتولوژیک برای استفاده از کامپیوتر در آشکارسازی این وضعیت ها - رسم کردن یک تصویر از سطح داخلی کولن مثل ساختار های مسطح ( ارائه تصویر از یک ناحیه از کولن به صورت یک تصویر مسطح نه لوله ای شکل ) . ] مطالعات اخیر توسط Beaulieu و همکارانش ( 1999 ) نشان می دهد که ponoramicendoscopy3 حساسیت بیشتری نسبت به روش virtual Endoscopy برای یافتن پولیپها دارد [ - برنامه های نرم افزاری مورد استفاده در ارزیابی تصویر دامنه وسیعی از نرم افزارها برای استفاده در ارزیابی تصویر وجود دارد ، تمام این بسته های نرم افزاری ویژگی مشترکی دارند که شامل ابزارهای کمکی و نمایشی در آنها بخصوص برای استفاده در اندوسکوپی مجازی در MRI و CT است .
به عنوان مثال Higgins و همکارانش در سال 1998 از Quicksee و Vida و مطالعات برونکوسکوپی مجازی استفاده کردند . Blezek و Robb در سال 1997 از نرم افزار ANALYZE استفاده کردند آن را توسعه دادند و در mayo clinic واقع در Minnesota و Rochester از آن استفاده کردند .

نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

 

سلام

نمی دونم بازم مطلب بزارم یا درش تخته کنم برم

پی کارم همین دیگه

تا پست بعدی

نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

پاسکال ( قسمت چهارم اخری ) 

دستورات زير را در نظر بگيريد:


Var y1,y2:real;
St1,st2 : string;
Y1:=352.768
Y2:=476.395
Str(y1:7:2,st1);
Str(y2:3:1,st2);


با اجراي دستور str اول مقدار 352.768 به رشته '352.768' تبديل ميشود و در st1 قرار ميگيرد و با اجراي دستورstr دوم مقدار 476.395 به رشته '476.395'تبديل ميشود و در st2 قرار ميگيرد.
جدا كردن زيررشته اي از رشته:
زيررشته بخشي از رشته است و براي جدا كردن زيررشته از رشته از تابع copy استفاده ميشودتابع copy به صورت زير به كار ميرود.


Copy (source,index,size)
S:='I am learning pascal ';
S1:=copy(s,15,6);


دستور copy باعث ميگردد تا با شروع از محل 15 تعداد 6 كاراكتر از رشته s استخراج شود و در s1 قرار گيرد. بنابراين محتويات رشته s1 برابر است با 'pascal'.
الحاق رشته ها :
منظور از الحاق رشته ها اتصال رشته ها به يكديگر است به عنوان مثال اگرs1:='ab' و s2:='cde' الحاق دو رشته (s1,s2) به صورت 'abcde' خواهد بود براي الحاق رشته ها از تابع concat استفاده ميشود:
(اسامي رشته ها)concat
دستورات زير را در نظر بگيريد:


S1:='pascal';
S2:='is a ;
S3:='language';
S4:=concat(s1,s2,s3);


با اجراي اين دستور s3 به انتهاي s2 متصل ميشود و رشته نتيجه به انتهاي s1 متصل ميگردد و در نتيجه رشته s4 عبارت است از'pascal is a language': . اگر طول رشته حاصل بيش از 255 باشد بقيه كاراكترها حذف ميشوند.
جستجوي رشته اي در رشته ديگر:
براي اين كار از تابع pos استفاده ميشود كاربرذ اين تابع به صورت زير است:
Pos(s1,s2)
S1 رشته اي است كه بايد در s2 وجود داشته باشد محل اولين وقوع آن برگردانده ميشود و گر نه مقدار صفر برگردانده ميشود دستورات زير را در نظر بگيريد:


S1:='learning'
S2:='I am learning pascal';
S3:='english'
X:=pos(s1,s2)
y:=pos(s3,s2)


چون رشته s1 در s2 وجود دارد دستور pos اول مقدار 6 را در x قرار ميدهد و معنايش اين است كه رشته 'learning' در محل 6 رشته s2 وجود ندارد مقدار صفر در y قرار ميگيرد.
محاسبه طول رشته :
براي محاسبه طول رشته از تابع length به صورت زير استفاده ميشود:
(رشته)length
دستورات زير را در نظر بگيريد:


S1:='xymn'
X:=length(s1)


چون طول رشته s1 برابر 4 است مقدار x برابر 4 خواهد بود.
حذف و درج زيررشته:
زير رشته اي را ميتوان از رشته اي حذف كرد و يا زيررشته اي را ميتوان در رشته اي درج كرد براي حذف زير رشته از زيربرنامه ها به صورت زير به كار ميروند:


Delete(source,index,size)
Insert(pattern,destination,index)


در زيربرنامه delete زيررشته اي به طول size با شروع از محل index از رشته source حذف ميشود و در زيربرنامه insert زيررشته pattern با شروع از محل index در رشته destination درج ميشوددستورات زير را در نظر بگيريد:


S1:=pas***cal
Delete(s1,4,3)
S2:='paal';
S3:='sc';
Insert(s3,s2,);


دستور delete باعث ميشود تا با شروع از محل 4 رشته s1 حذف شده و رشته s1 به pascalتبديل شود دستور insert موجب ميشود تا رشته s3 در s2 درج شود و در نتيجه رشته s2 به 'pascal' تبديل شود.
مثال : برنامه اي بنويسيد كه يك اسم را از ورودي دريافت و آنرا بر عكس چاپ كند


Readln(name);
For i:=length(name) downto 1 do
Write (name[ i])


مثال : برنامه اي بنويسيد كه كه يك نام را از ورودي دريافت و به ما بگويد كه آيا اين نام با حرف a شروع ميشود يا خير؟


Readln(name);
If name[1]='a' then
Writeln('ok')
Else
Writeln('not ok');


مثال : برنامه اي بنويسيد كه يك نام را از ورودي دريافت و حروف آنرا يك در ميان چاپ كند.


Readln(name);
For i:=1 to length(name) do
If I mod 2 = 0 then
Writeln(name[ i]);
روش ديگر:"
For i:=1 to int(length(name)/2) do
Writeln(name[ i*2]);


مثال : برنامه اي بنويسيد كه يك رشته را از ورودي دريافت و متقارن بودن آنرا چك كند.
1 2 3 4 5 5 4 3 2 1


var
N:string;
Begin
Readln(n);
For i:=1 to int(length(n)/2) do
Begin
If n[i ] <> n[length(n) -i+1] then
K:=0;
End;
If k=1 then
Writeln ('ok')
Else
Writeln('no');
End.


مثال : برنامه اي بنويسيد كه تعداد حروف a موجود در يك رشته ورودي را بشمارد.


Var st:string;
Begin
Readln(st);
C:=0;
For i:=1 to length(st) do
If st[ i]='a' then ?if st[ i] in ['a','A'] then
C:=c+1;
Writeln(c)


مثال : برنامه اي بنويسيد كه تعداد اسامي alireza موجود در رشته را بشمارد.


Begin
Readln(st);
C:=0;
While pos('alireza',st) <> 0 do
Begin
C:=c+1;
J:=pos('alireza',st);
Delete(st,pos('ali',st),3);
End;
Write ( c );
End.


مثال : برنامه اي بنويسيد كه دو رشته را از ورودي دريافت و بعد از كاراكترمساوي كه در رشته اول وجود دارد رشته دوم را چاپ كند.


Readln(st,st1);
J:=pos('=',st);
Writeln(copy ((st,1 j) , st1, copy (st,j+1,100));


تكليف : برنامه اي بنويسيد كه با دريافت سه حرف و قرار دادن آنها در يك آرايه سه تايي كليه تركيبات ممكن را كه سه حرف تركيباتشان به هم نخورد چاپ كند.
W a x
A x w
W a x
مثال : برنامه اي بنويسيد كه يك رشته را از ورودي دريافت و كليه كلمات موجود در آن را بشمارد.


Readln(st);
S:=0;
St:=st+' '
While pos(' ',st) <> 0 do
Begin
S;=s+1;
Delete(st,1,pos(' ',st));
While st[1]=' 'do
Delet (st,1,1);
End;
End.


تكليف : برنامه اي بنويسيد كه 100 رسته را از ورودي دريافت و در يك آرايه به طول 100 از نوع string بريزيد و به سؤالات زير جواب دهد.
1- تعداد كل كلمات
1- تعداد كل حروف
2- تعداد حروف صدا دار

ذخيره اطلاعات :
Log file : فايلي است كه تمام تغييرات مربوط به يك محيط را ثبت ميكند
فايلها :
1- متني text
2- ركوردي typed
3-بدون نوع
4-untyped

معرفي فايلهاي متني :
Var

Text : نام فايل

نسبت دادن فايل :
; ('نام خارجي ,'نام فايل ) assign
مثال :


Assign(f,'c:\a1.dat.ddd');


باز كردن جهت خواندن
;( نام فايل)reset
باز كردن جهت نوشتن
; ( نام فايل)rewrite
) ___,نام فايل)readln
) ___,نام فايل)writeln
) نام فايل)close
تا close انجام نشود data ذخيره نميشود .
نكته بسيار مهم : در هر يك از مسائلي كه در مورد فايلها مطرح ميشود مي بايستي به نحوي از يكي از تكنيكهاي نگهداري اطلاعات در حافظه اصلي استفاده نمود اين تكنيكها ممكن است استفاده از متغيرها و آرايه ها و ماتريسها و ودرختهاو...استفاده نمود ولي تنها با دو عمل خواندن و نوشتن به روي فايل كار انجام ميشود
Update : ميخوانيم ولي دوباره ميريزيم سر جاش
Append : بهش يك چيزي اضافه ميكنيم
نكته : عمل rewrite باعث ميگردد چنانچه فايل وجود نداشته باشد ايجاد و چنانچه وجود دارد اطلاعاتش به طور كامل پاك شود.
مثال : برنامه اي بنويسيد كه100 اسم را از ورودي دريافت و آنها را در يك فايل به نام a1.dat))بنويسد.


Var
F:text;a:string;
Begin
Assign(f,'a1.dat');
Rewrite(f);
For i:=1 to 100 do
Readln(a);
Writeln(f,a);
End;
Close(f);
End.


مثال : برنامه اي بنويسيد كه فايل a1.dat را خوانده و به ما بگويد چند بار اسم ali تكرار شده است؟


Var
A:text;
B:string;
Begin
Assign(a,'a1.dat');
Reset(a);
Sum:=0;
For i:=1 to 00 do
Begin
Readln(a,b);
If b='ali' then
Sum:=sum+1;
End;
Close(a,b);
End;


مثال : برنامه اي بنويسيد كه تعدادي اسم را كه آخرين آنها end است از ورودي دريافت و در يك فايل به نام aa.dat بريزد آنگاه فايل را بسته و قسمتهاي زير را به طور جداگانه انجام دهد.
1- تعداد حسنها بيستر است يا علي ها
2- چند اسم وجود دارد كه با حرف z شروع ميشود.


Var
f:text;
Name:string;
Begin
Assign(f,'aa.dat');
Rewrite(f);
Readln(name);
While name<> 'end' do
Begin
Writeln(f,name);
Readln(name);
End;
Close(f);
H:=1;
A:=1;
Z:=1;
Reset(f);
While not eof (f) do
Begin
Readln(f,name);
If name='ali' then
A:=a+1;
If name ='hassan' then
H:=h+1;
End;
Close(a);
If h>a then writeln('h>a');
If h If h=a then writeln('h=a');
End;
Close(f);
Reset(f);
While not eof (f) do
Begin
Readln(f,name);
If name[ i]='z' then
Z;=z+1;
End;
Close(f);
Writeln('sum of z is :'z);
End.


تكليف : برنامه اي بنويسيد كه تعدادي نام را از ورودي دريافت و در يك فايل بريزد سپس فايل تشكيل شده را باز كرده و از روي اين فايل دو فايل ديگر تشكيل دهيد كه در يكي از آنها اسامي كه بين a تا z قرار گرفته اند ريخته و در فايل دوم كليه اسامي كه از v تا z هستند را بريزد.


Program test;
Var
Name : string;
F,f1,f2:text;
Begin
Assign(f,'a.dat');
Rewrite(f);
Writeln('enter a name ');
Readln(name);
While length(name)>0 do
Begin
Writeln(f,name);
Writeln('enter a name');
Readln(name);
End;
Close(f);
Reset(f);
Assign(f1,'a1.dat');
Assign(f2,'a2.dat');
Rewrite(f1);
Rewrite(f2);
While not eof (f) do
begin
Readln(f,name);
Case name[1] of
'a'..'u':writeln(f1,name);
'v'..'z':writeln(f2,name);
end;
end;
close(f2);
close(f1);
close(f);
end.


تكليف : برنامه اي بنويسيد كه نام دو فايل را از ورودي دريافت و از اطلاعات داخل اين دو فايل فايل سومي تشكيل دهد كه حاصل تركيب دو فايل قبل باشد.


var
h,f,g:text;
a:string;
begin

writeln('enter first filename') ;
readln(a);
assign(h,a);
writeln('enter second filename') ;
readln(a);
assign(f,a);
reset(h);
reset(f);
assign(g,'out.dat');
rewrite(g);
while not eof(h) do
begin
readln(h,a);
writeln(g,a);
end;
while not eof(f) do
begin
readln(f,a);
writeln(g,a);
end;
close(f);
close(h);
close(g);
End.

نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

پاسکال ( قسمت سوم ) 

مثال : برنامه اي بنويسيد كه دو عدد را از ورودي دريافت و طبق جدول زير نسبت به مقدار آن واكنش نشان دهد


3 2 1 a
B+...+3+2+1 1..b b..1 واكنش
Begin
Writeln (' enter a,b :');
Readln(a,b);
Case a of
1:begin
for i:=1 to b do
write(i);
end;
2:begin
or I;=b downto 1 do
write(i);
end;
3:begin
sum:=0;
for i:=1 to b do
sum:=sum+I;
write(sum);
end;
end.

بقیه تو ادامه مطلب

ادامه مطلب
نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

اموزش پاسکال ( قسمت دوم ) 

مثال : برنامه اي بنويسيد كه دو عدد را از ورودي دريافت و چنانچه عدد اول در بازه 0 تا 5 بود توان دوم عدد دوم را چاپ كند چنانچه 68 بود حاصلضرب دو عدد را چاپ كند و در غير اينصورت مقادير مجاز را چاپ كند.
BEGIN
WRITELN('ENTER TWO NUMBER');
READLN(A,B);
CASE A OF
0..5 :WRITELN(B*B);
68:WRITELN(A*B)
ELSE
WRITELN('ENTER 0..5 OR 68');
END;
END.
- معادل برنامه بالا با دستور If :
Begin
Writeln('enter 2 number');
Readln(a,b);
If (a>=0)and(a<=5) then
Writeln(b*b)
Else
If a=68 then
Writeln(a*b)
Else
Writeln('enter 0..5 or68');
End.
تكليف : روشي براي تلفظ اعداد پيدا كنيد.

حلقه تكرار :
1- تعداد معين
2- تعداد معين
Do مقدار نهايي to { مقدار شروع=: متغير for
downto
begin
___
___
___
end;
توجه مهم : در برخي از حلقه ها دستورات داخل حلقه به متغير حلقه مرتبط مي باشند و در برخي موارد هيچگونه ارتباطي وجود ندارد.
حلقه for براي تعداد تكرار معين به كار ميرود
Downto : در مواردي به كار ميرود كه مقدار اوليه از مقدار نهايي بيشتر باشد

مثال : برنامه اي بنويسيد كه توان دوم اعداد 100 تا 200 را چاپ كند.
Begin
For i:=100 to 200 do
Begin
Writeln(i*i);
End;
End.
نكته : اجازه نداريد مقدار متغير حلقه را در داخل بدنه عوض كنيد .
مثال : برنامه اي بنويسيد كه حاصلجمع اعداد 100..1 را چاپ كند.
Begin
Sum:=0;
For i:=1 to 10 do
Begin
Sum:=sum+i
End;
Write(sum);
End.


مثال : برنامه اي بنويسيد كه حاصلجمع مضارب 5 بين 0 تا 100را به دست آورد.
Begin
Sum:=0;
For I:=1 to 20 do
Begin
Sum:=sum+i*5;
End;
Writeln(sum);
End.
مثال : برنامه اي بنويسيد كه دو عدد را از ورودي دريافت و اعداد ما بين اين دو عدد را چاپ كند (aBegin
Writeln('enter a,b');
Readln(a,b);
For I:= a to b do
Writeln(i);
End.

مثال : برنامه اي بنويسيد كه با يك حلقه for اعداد بين100..1 و738..353و 950..940 را چاپ كند
Begin
For i:=1 to 950 do
Begin
If ( i>=1) and (i<=100) then
Writeln(i);
If (i>353) and (i<=738) then
Writeln(i);
If (i>=940) and (i<=950) then
Writeln(i);
End;
End.
معادل برنامه بالا با استفاده از دستور case :
Begin
For i:=1 to 950 do
Case I of
1..100,353..738,940..950: writeln(i);
end;
end.
باقيمانده mod
مثال :
X mod y
مثال : برنامه اي بنويسيد كه مضارب 7 بين 1 تا 100 را چاپ كند
Begin
For i:= 1 to 100 do
Begin
If I mod 7 = 0 then
Writeln(i);
End;
End.
مثال : برنامه اي بنويسيد كه تعداد مضارب 5و7 را در بازه 231~846 چاپ كند.
Begin
K:=0;
C:=0;
For i:=846 downto 231 do
Begin
If I mod 5 = 0 then
C:=c+1;
If I mod 7 = 0 then
K:=k+1;
End;
Writeln('5=',c,'7=',k);
End;
End.
مثال : برنامه اي بنويسيد كه حقوق پايه وتعداد فرزندان 100 كارگر را از ورودي دريافت و مبلغ حقوق آنها را بر اساس فرمول زير حساب كند0
1000*تعداد فرزند + حقوق پايه = حقوق كل
Begin
For i:=1 to 100 do
Begin
Writeln('enter salary and number of children');
readln(salary,num);
kol := salary + num * 1000;
writeln(kol);
end;
end.

مثال : برنامه اي بنويسيد كه 100 عدد را از ورودي دريافت و ميانگين و حاصلجمع آنها را به ما بدهد.
Begin
Sum:=0;
For i:= 1 to 100 do
Begin
Writeln('enter num');
Readln(num);
Sum:=sum+num;
End;
Ave:=ave/100;
Writeln(sum,ave);
End.



تعداد تكرار نامعين :
Do شرط while
begin
___
___
___
end;
مثال : برنامه اي بنويسيد كه اعداد 100..1 را چاپ كند
Begin
I:=1;
While i<=100 do
Begin
Write(i);
I:=i+1;
End;
مثال : برنامه اي بنويسيد كه تعدادي اسم را از ورودي دريافت و به ما بگويد چند بار اسم ali تكرار شده است(آخرين اسم end است).
Var
S:integer;
St:string;
Begin
Read(st);
While st<> 'end' do
Begin
If st='ali' then
S:=s+1;
Read(st);
End;write(s);
End.

مثال : برنامه اي بنويسيد كه تعدادي عدد كه آخرين آنها صفر است را از ورودي دريافت و حاصلجمع آنها را چاپ كند.
Begin
Readln(num);
T:=1;
While num<>0 do
Begin
Sum:=sum+num;
Readln(num);
T:=t+1;
End;
Writeln('s=',s,'average',s/t);
End;
تكليف : براي دانش آموزان يك كلاس برنامه اي بنويسيد كه نام آنها به همراه تعداد نمرات و سپس نمرات آنها را به فرم زير از ورودي دريافت كند.تعداد دانش آموزان كلاس نامعين است ولي آخرين نفر نامش end است .برنامه ميبايستي پس از دريافت هر يك از اطلاعات پيامي به شكل زير چاپ كند.

Average: Sum: Ali Name:
3
18
20
13.5
program test;
var
name:string[10];
ave,sum,nomreh:real;
num,i:integer;
begin
writeln('enter name ' );
readln(name);
while name <> 'end' do
begin
writeln('enter num:');
readln(num);
for i:=1 to num do
begin
writeln('enter nomreh: ');
readln(nomreh);
sum:=sum+nomreh;
end;
ave:=sum/num;
writeln('name:',name,'sum:',sum,'ave:',ave);
writeln('enter name ');
readln(name);
end;
end.

تكليف : ميخواهيم براي برنامه هاي خود يك منو تهيه كنيم اين منو شامل موارد زير است
1) load
2) save
3) edit
4) exit
please select a number :
program test;
var
num:integer;
begin
writeln(' 1) load');
writeln(' 2) save');
writeln(' 3) edit');
writeln(' 4) exit');
writeln(please select a number : ');
readln(num);
while num<>4 do
begin
case num of
1:writeln('loading');
2:writeln('saving');
3:writeln('editing');
end;
end;
end.

نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

اموزش پاسکال( قسمت اول ) 

از: dev.ir

زبان پاسكال يكي از زبانهاي برنامه سازي است كه ويژگيهاي آموزشي آن بسيار بالاست يعني زبان خوبي براي آموزش برنامه نويسي منظم و دقيق است.قابليت خوانايي و درك برنامه هاي اين زبان بالاست وميتوان برنامه هايي نوشت كه احتمال خطاهاي آنها بسيار اندك باشد علتش اين است كه يك زبان ساختار يافته (structed) است .

ساختار كلي برنامه چيست؟
1-تعريف
2-به وسيله procedure و functionقسمتهاي تكراري را از بين ببريم
3-بدنه
فرم كلي پاسكال:
اسم Program
; تعريف ثابت const
; تعريف نوع type
; تعريف متغيرها var
)پارامترها ) نام procedure


begin
____
____
____
end ;
; ( پارامترها ) نام نوع تابع function
begin
____
____
____
end ;
begin
____
____
____
end .
متغير : محلي است كه داراي يك اسم مي باشد و مي توان مقداري را در آن ذخيره كرد

انواع متغيرها در پاسكال:
Integer :انواع عددي صحيح شامل اعداد بدون نقطه مميز است
نوع مقاديري كه مي پذيرند طول(بايت)
byte 0 تا 255 1
Shortint 128- تا 127 1
integer 32768- تا 32767 2
Word 0 تا 65535 2
Longint 2147483648- تا 2147483647 4



اعداد اعشاري:
انواع عددي اعشاري شامل اعدادي با نقطه مميز است

نوع مقاديري كه ميپذيرند ارقام با معني طول(بايت)
single 1.5e-45 تا3.4e38 7 تا 8 4
real 2.9e-39 تا 1.7e38 11 تا 12 6
Double 5.0e-324تا 1.7e308 15 تا 16 8
extended 1.9e-4951تا 1.1e493 19 تا 20 10
انواع داده هاي اعشاري

-Char :
نوع داده كاراكتري كه با كلمه char مشخص مي شود ميتواند يك كاراكتر را در خود نگهداري كند بنابراين كاراكترها در يك بايت از حافظه كامپيوتر ذخيره مي شوند

String - :
اين نوع داده ها براي ذخيره رشته ها مثل اسامي افراد به كار مي رود و با كلمه كليدي string مشخص ي گردد
براي هر رشته بايد طول معلوم كنيم اگر طولي تعريف نشود به طور پيش فرض 80 در نظر گرفته ميشود(مقدار طول حداكثر 255 است)
- Boolean :
نوع ديگري از داده ها در پاسكال وجود دارند كه داده هاي بولي خوانده مي شوند مقادير بولي داراي دو ارزش درستي يا نادرستي اند كه در پاسكال با صفر و يك نمايش داده مي شوند صفر به معني نادرستي و يك به معني درستي به كار ميرود اين نوع داده ها با كلمه Boolean تعريف ميشوند.
دستورات ورودي در پاسكال:
دستور Readlnبراي خواندن اطلاعات از ورودي به كار ميرود.
فرمت آن به صورت مقابل است:
(اسامي متغيرها)read/ln
اسامي متغيرها بايد با كاما از يكديگر جدا شوند..
براي چاپ اطلاعات در خروجي از دستور write/ln استفاده ميكنيم.
فرمت آن به صورت مقابل است:
' يك پيام '
( متغير ) write/ln
عبارت محاسباتي
انتساب متغيرها:
مقدار ثابت
( متغير )=: متغير
عبارت محاسباتي

مثال : برنامه اي بنويسيد كه دو عدد را از ورودي دريافت و حاصلجمع آن دو را چاپ كند .
Program add;
Var
a,b:integer;
begin
writeln('enter 2 num');
readln(a,b);
c:=a+b;
writeln('result is =',c);
end.

تكليف : چرا برنامه بايد ادب داشته باشد ؟
مثال : برنامه اي بنويسيد كه حقوق پايه وتعداد فرزندان يك كارگر را از ورودي دريافت و مبلغ حقوق وي را بر اساس فرمول زير حساب كنيد.
10*تعداد فرزندان + حقوق پايه =حقوق كل
Program test;
Var
Salary:longint;
Child:byte;
kole:integer
Begin
Writeln('enter salary and number of child);
Readln(salary,child);
Kole := salary + child *10
Writeln('kole is ',kole);
END.
اولويت عملگرها:
/ *
- +
شرط:
then شرط if
Begin
____
____
____
end
else
begin
____
____
____
end;
نكته : دستورالعمل قبل از IF سمي كالن نمي گيرد
عناصر شرط:
< > <= >= = <>
اپراتورها :
AND OR NOT XOR
NOT A
1 0
0 1

XOR OR AND B A
0 1 1 1 1
1 1 0 0 1
1 1 0 1 0
0 0 0 0 0
مثال : برنامه اي بنويسيد كه با دريافت دو عدد بزرگترين آنها را چاپ كند.
Program test;
Var
a,b:integer;
if a>b then
begin
writeln(a);
end
else
writeln(b);
end.

مثال : برنامه اي بنويسيد كه با دريافت سه عدد به عنوان ضرايب y=ax2+bx+c معادله درجه دو را حل كند(اين برنامه را با يك If بنويسيد).
Var
A,b,c:integer;
D,x1,x2:real;
Begin
Writeln('enter a,b,c');
Readln(a,b,c);
D:=b*b-4*a*c;
If (d >=0 ) then
Begin
X1:=(-b+sqrt(d))/2*a);
X1:=(-b-sqrt(d))/2*a);

مثال : برنامه اي بنويسيد كه تعداد فرزندان وحقوق پايه و رتبه يك كارگر را از ورودي دريافت و حقوق كل وي را بر اساس فرمول زير حساب كند.
كسريها - مزايا +بيمه = حقوق كل
5*رتبه +1000* تعداد فرزند = مزايا
ماليات + بيمه = كسريها

بيشتر كمتر يا مساوي 2 تعداد فرزند
تعداد فرزندان 1000 بيمه
هر چيزي ديگر 20 تا 0 رتبه
حقوق پايه حقوق پايه*100/10 ماليات
begin
writeln('enter salary and grade and number of child');
readln(salary ,num,grade);
if num<=2 then
bimeh:=100
else
bimeh :=num*500;
if (grade>=0) and (grade<=20)then
net := 10/100*salary
else
if grade >20 then
begin
net:=20/100*salary;
mazaya:=num*1000+grade*50;
kasry:=bimeh+net;
kol :=salary + mazaya-kasry;
end;
writeln(kol);
end.

تكليف : در يك تركيب شيميايي 4 عنصر شركت دارند مقدار مجاز براي تهيه ماده اي به نام asxd به اين صورت است.
A 0 ~ 50
S 0.5 ~ 0.83
X 81 ~ 92 or 824 ~ 901
D -100 ~ 100
با دريافت مقادير a,s,x,d از ورودي به ما بگويد كه آيا مي توان اين ماده را توليد كرد يا نه ؟
Begin
Num:=0;
Writeln('please enter a s x d');
Readln(a,s,x,d);
If (a>0) and(a<50) then
Num:=num+1;
If (s>0.5)and (s<0.83) then
Num:=num+1;
If ((x>81)and(x<92))or ((x>824)and(x<901))then
Num:=num+1;
If (d>-100) and (d<100) then
Num:=num+1;
If num=4 then
Writeln('yes can')
Else
Writeln('you can not');
End.
تكليف : برنامه اي بنويسيد كه با دريافت سه عدد و با فرض اينكه عدد دوم وتر ميباشد به ما بگوييد كه آيا اين سه عدد تشكيل يك مثلث قايم الزاويه مي دهد يا خير؟

CASE:
CASE ميتواند تعداداي شرط را بگيرد و انتخاب كند.
مقاديري كه دستور CASE ميپذيرد ORDINAL است مقاديري كهORDINAL هستند داراي تركيب نيستند و همچنين قابل شمارش هم هستند مثل INTEGER,CHARACTER,BYTE,BOOLEAN,LONGINT,…
پسREAL,STRING ORDINAL<---- نيستند
CASE تنها دستوري است كه BEGIN ندارد ولي END دارد
مقدارها ميتوانند شامل يك مقدار يا چند مقدار كه از يكديگر با كاما جدا شده اند باشند و يا يگ سري شمارشي باشند مثل:
1:------
1,10,28:------
1..100,150..243:---------
'A'..'Z':---------

Of متغير Case
Begin : مقدار1
-------
-------
End;
Begin : مقدار2
-------
-------
End;
Begin :Else
-------
-------
End;
End.
مثال : برنامه اي بنويسيد كه يك عدد را از ورودي دريافت ( (0<=x<3وتلفظ آنها را چاپ كند.
BEGIN
READLN(X);
CASE X OF
0:WRITELN('ZERO');
1:WRITELN('ONE');
2:WRITELN('TWO')
ELSE
WRITELN('ERROR');
END;
END.
نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

 

سلام من برگشتم دلتون تنگ شده بود بله معلومه از نظرات پر بارتون و بازدید های مکررتون حالا اشکال نداره ولی خوب من

          برگشتم 

از سفر حالا می خوام اپ کنم

 

نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

 

بچه ها راستی من دارم می رم مسافرت ولی طول نمی کشه ۵ بر می گردم  چون عید نیستم که تبریک بگم پس 

عید تون مبارک  

 سال خوبی داشته باشین       

نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

 

امروز یک عدد امتحان فیزیک داشتیم و اینجانب گند زدم تو فیزیک اصلا کلمه فیزیک رو بردم زیر سوال

به من میگن نمونه یک علاقه مند به فیزیک

تمام استعدادم رفت زیر سوال من اصلا دپرشن از نوع حاد گرفتم

اصلا میرم  تجربی بعد وبم عوض می کنم یعنی زیست می کنم واقعا اصلا نه می رم در رشته شریف

متر  کردن خیابان ها من نمی خوام

امتحانم و گند زدم حالا ولش

 

نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

فضانورد مغرور که مرد 

در سال 1960 يك گروه 20 نفره پس از معاينات بسيار از ميان خلبانان زبده شوروي براي سفر به فضا انتخاب شدند . از ميان اين گروه 13 تن بعد‌ها به فضا راه يافتند و مردم دنيا با نام آنان آشنا شدند اما 7 نفر باقيمانده سال‌ها در پرده ابهام باقي ماندند. از ميان اين 7 تن يكي از همه بدشانس‌تر بود و سرنوشت بسيار تلخي داشت. در يك شبانگاه مسكو "گريگوري نليوبف" و دو تن از دوستان فضانوردش به نام‌هاي "مارس رافيكف" و "ايوان آنيكيف" كه مخفيانه دمي به خمره زده بودند در يك حادثه با پليس درگير شدند. هر سه مست بودند و نليوبف پليس را مضروب كرد. پس از آن كه مقامات امنيتي دخالت و آنان را از زندان آزاد كردند. نليوبف جزو سه نفر اولي بود كه بايد به فضا سفر مي كرد و بر اساس طبقه بندي آن زمان عضو علي‌البدل گاگارين براي اولين سفر به فضا محسوب مي‌شد. "سرگئي كاراليف" سرپرست وقت كيهان‌نوردي شوروي از اين فضانورد خواست كه براي عذرخواهي با پليس مضروب ملاقات كند. نليوبف كه نسبت به جايگاه خود اطمينان داشت حاضر به اين كار نشد و در نهايت كاراليف به او دو راه پيشنهاد كرد: عذر خواهي يا اخراج از گروه كيهان نوردان. نليوبف زير بار عذرخواهي نرفت و از گروه استعفا داد. دو همكارش كه در جريان شركت داشتند تهديد كردند كه اگر او از جمع فضانوردان اخراج شود آنان نيز گروه را ترك خواهند كرد. كاراليف دستور اخراج هر سه نفر را صادر نمود.

عكس نليوبف به طور كلي از تصوير سمت راست حذف شده است

به اين ترتيب اين سه تن گروه را ترك كردند و چهره‌هاي آنان نيز از عكس‌ها حذف شد ! نليوبف سخت سرخورده شده بود و شروع به تمرد در كار كرد.  سرانجام در اثر كارشكني‌هاي بسيار، او را به يك پادگان نظامي در خاور دور شوروي اعزام و در حقيقت تبعيد كردند. اين موضوع براي نليوبف كه روزي در آستانه رسيدن به شهرت جهاني بود، سخت گران آمد و اثر نامطلوبي بر وي گذاشت  تا آنجا كه به يك دائم‌الخمر تبديل شد. بالاخره يك روز در حالي كه به شدت  مست بود ماشينش در منطقه‌اي ممنوعه از راه‌آهن متوقف شد (و شايد متوقف كرد) و بر اثر تصادف با قطار ار بين رفت. مسئولان وقت اتحاد جماهير شوروي كه به كيهان‌نوردي همچون ابزار تبليغاتي مؤثري نگاه مي‌كردند، حضور نام فردي همچون نليوبف را در ليست پرافتخار پيشتازان سفر به فضا تحمل نكرده و هرگونه اثري از وي را در فعاليتهاي فضايي اين كشور پاك كردند. ‌امروز بر روي سنگ قبر نليوبف هيچ اثري از افتخارات گذشته وي به چشم نمي‌خورد و به اين ترتيب كسي كه مي‌رفت تا نامش بعد از گاگارين و تيتف با افتخار در تاريخ فضانوردي ثبت شود به دليل غرور بيجا بكلي حذف شد. سال‌ها بعد عكس‌هاي سانسور نشده ‌او منتشر گرديد و مشخص شد كه چگونه او را حتي در عكس‌ها هم حذف كرده بودند.

 
نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

یک نظر سنجی  

دوستان سمپادیی مشهدی نظرتون راجع به این که یک وب دسته جمعی بزنیم چیه؟
نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

شرح قوانین حاکم بر پمپ ها 

شرح قوانین حاکم بر پمپها و تئوری آنها:
پمپهای گریز از مرکز ماشین هایی هستند که با استفاده از نیروی گریز از مرکز (عکس العمل سیال در برابر نیروی مرکز گرا ) سیالات را جابه جا میکنند. در ادامه به موارد مهم در موضوع سیالات اشاره می شود. كه با دانستن آنها مي توانيد بدون نياز به تجربه كافي مشكلات ايجاد شده را رفع و پيش بيني كنيد
.
نیروی وزن باعث میشود که اگر سیال در یک ارتفاع باشد به ارتفاع پایین تر جریان یابد. انرژی پتانسیل ، انرژی است که در سیال ذخیره میشود و مایع دارای فشار بالاتر انرژی پتانسیل بیشتری دارد، بنابراین سیال از سطوح با فشار بالا به سطوح با فشار پایین جریان می یابد. در صورتی که فشار دو مخزن برابر باشد یا اینکه اختلاف ارتفاع نداشته باشند سیال میان آنها جریان نمی یابد.بنابراین در این حالت ها نیاز به استفاده از پمپ داریم. همچنین میتوان از پمپ به منظور افزایش مقدار سیال جابه جاشده، ( دبی) استفاده کرد .

پس میتوان نتیجه گرفت یک پمپ با افزایش انرژی سیال آنرا جابجا می کند.

در پمپ های سانتریفیوژ این عمل توسط پروانه انجام میشود، که با چرخاندن سیال انرژی آن را می افزاید. سیال باعبوراز ورودی پمپ وارد چشم ( مرکز ) پروانه میگردد و با دوران پروانه از لبه آن خارج میگردد. هرچه سرعت پروانه بیشتر باشد سیال سریعتر جابجا می شود. در زیر یک نمونه محفظه و پروانه نشان داده شده است. هنگامی که سیال وارد پوسته( محفظه) میشود سرعت آن کاهش می یابد.چون سرعت سیال کاهش می یابد فشار آن افزایش یافته و از طرف دیگر چون سیال بافشار زیاد در لبه و دور از چشمی خارج میگردد باعث ایجاد یک ناحیه کم فشار در چشمی شده که در اثر آن جریان سیال به درون چشمی امکان پذیر میگردد. (اختلاف فشار) وقتی سیال به خارج پمپاژ میشود سرعت آن افزایش می یابد این افزایش سرعت در خروجی به شکل فشار بسیار زیاد و بخشی از آن در محفظه به صورت فشار نمایان میشود.

پروانه که به عنوان پیشران می باشد توسط یک منبع محرک بیرونی چرخانده میشود. محرک به شکل های مختلف الکتروموتور،توربین و موتور با سوخت فسیلی می باشد. نیروی محرک توسط یک شافت به پیشران منتقل میگردد. محلی که شافت از محفظه پمپ خارج می شود، دچار نشتی میگردد برای رفع این مشکل از آب بند یا جعبه لایی استفاده میشود. در جایی که لایی قرار میگیردممکن است که شافت به شدت دچار ساییدگی گردد به همین دلیل باید از مواد قابل انعطاف استفاده کرد. همچنین برای جلوگیری از سایش، از یک آستین متحرک شافت استفاده می کنند. آستین به راحتی تعویض میگردد.

سیال از ناحیه خروجی با فشار بالا به پشت ناحیه مکش نشتی پیدا می کند . به همین جهت فضای بین آنها را به حلقه های تحت سایش مجهز میکنند . حلقه سایش بدنه ثابت اما حلقه سایش پیشران همراه آن دوران میکند.بستن مناسب حلقه های سایش مقدار نشتی را به اندازه زیادی کاهش میدهد. البته مقداری نشتی برای روانکاری لازم است ، سیال نشت شده سبب روانکاری و خنک سازی حلقه های سایش میشود و همچنین از سایش رینگها در مقابل هم جلوگیری میکند.با ضعیف شدن رینگها فضای میان آنها زیاد شده و نشتی بیشتر میشود. در اینصورت باید رینگ ها تعویض شوند. همچنین حلقه های تحت سایس بوسیله سیال پمپاژ شده روانکاری میشوند و اگر روانکاری مناسب نباشدحلقه ها باهم تماس داشته، ساییده میشوند، گرم شده و جام میکنند.

به همین علت نباید یک پمپ گریز از مرکز را تا زمانی که از سیال پر نشده راه اندازی کرد.

- ارزیابی پمپ های گریز از مرکز:
پمپ ها براساس مشخصات و ویژگیهای پمپاژشان ارزیابی میشوند.
برای مثال ، پمپی که 100 گالن در دقیقه ظرفیت دارد، ظرفیت ارزیابی 100 گالن بر دقیقه را دارد. ظرفیت معمولا فاکتوری برای ارزیابی یک پمپ است. فشار ورودی و مکش نیز بر ارز یابی موثرند.با ارزیابی پمپ ما میتوانیم بهترین پمپ لازم با بهترین بازده را انتخاب کنیم.

- ظرفیت
مقدار مایعی که پمپ در واحد زمان جابجا میکند،ظرفیت پمپ می باشد که برحسب گالن بر دقیقه بیان میگردد.البته واحدهای دیگری نیز استفاده میشود. ظرفیت پمپ با افزایش سرعت پیشران افزایش می یابد و در واقع با سرعت در ارتباط است. اما همواره تغییر سرعت عامل افزایش ظرفیت نمیباشد . نکته مهم این است که عامل افزایش ظرفیت ، سرعت مماسی وارد برسیال از سوی ملخی های پروانه است. که کاملا می دانیم به شعاع بستگی دارد ، بنابراین ظرفیت پمپ با پروانه بزرگتر نسبت به پمپی با پروانه کوچکتر باسرعت دورانی برابر ، بیشتر است زیرا سرعت مماسی آن بالاترمی باشد.
وقتی که سیال با سرعت زیاد از پروانه جدا شده واردبدنه پمپ میشود درآنجا سرعت به فشار
تبدیل شده وفشارخروجی زیادمیشود.پس افزایش سرعت مماسی باعث افزایش فشارخروجی پمپ میشود.پس نتیجه ای که گرفته میشوداینست که باافزایش سرعت پیشران میتوان ظرفیت پمپ راافزایش دادو یا باثابت ماندن سرعت دورانی، پروانه ی بزرگتری بکار برد.


- هد و فشار
فشار را معمولا نیروی وارد بر واحد سطح سیال تعریف میکنند و در صنعت معمولا بر حسب اینچ مربع بیان میگردد.واحد های دیگری نیز بوده که کاربرد آنها در صنعت کمتراست برای هد میتوان تعاریف گوناگونی ارائه کرد . در مورد پمپ معمولا هد رابه نسبت ارتفاع و بلندی بیان میکنند .باید گفت که هد در واقع شکلی ازانرژی جرم سیال است ومیتواند به شکل گرما نیز باشد .در اینجا در مورد هد ارتفاع که کاربرد بیشتری دارد بحث میکنیم. هنگامی که ارتفاعی از سیال داشته باشیم از طرف آن فشاری بر سطح زیرین وارد میشود که هد ارتفاع گویند.هد ارتفاع هم غالبا بر حسب فوت بیان میگردد.
فشاری که از هد ناشی می شود به قطر ظرف بستگی ندارد. در هر نقطه از پایین ظرف ، فشار فقط به هد یا ارتفاع سیال بستگی دارد. فشار در سیال را بوسیله فشارسنج معین میکنند. فشار سنج در واقع فشار نسبی رامشخص می کند. یعنی فشار جو را از فشار مطلق کم میکند. رابطه بین فشار مطلق و فشار نسبی به شکل زیر است:
فشار نسبی + فشار جو = فشار مطلق
همچنین با استفاده از رابطه مقابل میتوان هد فشار را بدست آورد:
P = g. h
بنابراین فشار ناشی از هد یک سیال به وزن مخصوص آن بستگی دارد.
پس دو سیال با وزن مخصوص متفاوت و هد یکسان فشار مختلفی اعمال میکنند.

- فشار بخار
اگر مایعی در ظرفی سربسته بخار شود ،مولکولهای بخار نمی توانندازنزدیکی مایع دور شوند و تعدادی از مولکولهای بخارضمن حرکت نامنظم خود،به فاز مایع برمیگردند.
سرعت بازگشت مولکولهای بخار به فاز مایع، به غلظت مولکولها در بخار بستگی دارد .هر چه تعدادمولکولها در حجم معینی از بخار زیادتر باشد،تعدادمولکولهایی که به سطح مایع برخوردکرده و مجددا به فاز مایع تبدیل میشود،بیشتر خواهد بود. در ابتدا چون تعداد کمی از مولکولها در بخار وجود دارند، سرعت تبدیل آنها به مایع کم است اما باافزایش غلظت بخارسرعت مایع شدن افزایش می یابدتااینکه بخارشدن به جایی می رسد که سرعت بخار شدن مولکولها با سرعت مایع شدن آنها برابر شود . این حالت را تعادل بین دو فاز مایع و بخار گویند. چون در حالت تعادل ، غلظت مولکولها در فاز بخار ثابت است، فشار بخار نیز ثابت است . فشار هر بخار در حالت تعادل با مایع خود در دمای معین را فشار بخار آن مایع می نامیم. فشار بخار تابع دماست و با افزایش آن زیاد میشود.
بعضی اوقات که فشار مکش مطلق به اندازه کافی بالا نباشد ، مایع یا سیال در مکش (ورودی )پمپ تبخیر میگردد. برای اینکه بدانیم چرا این اتفاق می افتد ،باید بدانیم که چه سیالاتی بخار میگردندیا اینکه چه موقع بخار میگردند.
حرارت شکلی از انرژی است که باعث افزایش انرژی سیال میشودکه به شکل بخار شدن
و افزایش فشار نمایان میشود.فشار بخار باعث میشود که مایع بخار گردد.فشار بخار بالاتر، سرعت تبخیر مایع را افزایش می دهد.
یک مایع بافشاربخار بالاتر،حرارت کمتری برای بخار شدن نیازدارد.همچنین فشاری توسط گازها و بخارات روی سطح مایع به آن وارد میگردد. فشار روی مایع تمایل به جلوگیری از فرار و آزاد شدن بخارات مایع دارد.
بنابراین برای محافظت و جلوگیری از بخارشدن مایع در پمپ ،فشارمکش مطلق باید بالاتر از فشار بخار مایع در آن دما باشد.

- اصطکاک ( سایش )
افت فشار از اصطکاک ناشی میشود و در واقع نوعی تبدیل انرژی میباشد.اصطکاک یک نیروی مقاوم برای جریان سیال است.برای حرکت سیال ، نیروی پیشران باید بزرگتر از نیروی مقاوم باشد.در اصطلاح فنی گفته میشود که افت فشار باید بزرگتر از مقدار اصطکاک باشد.
یک لوله باقطرکوچکتر مقاومت بیشتری در مقابل جریان نسبت به یک لوله با قطر بزرگتر ایجاد میکند.زمانی که مقدار جریان در یک پمپ بیشتر شود،اصطکاک نیز افزایش می یابد.
افزایش مقدار جریان ،فشار مکش (ورودی) قابل دسترسی را کاهش میدهد. با افزایش مقاومت در برابر جریان در ورودی (مکش) پمپ ، مایع ممکن است بخار شود. بنابراین با افزایش مقدار جریان ، اصطکاک افزایش و فشار مکش کاهش می یابدو احتمال بخار شدن سیال در ورودی بیشتر میشود،پس در کاربرد لوله ورودی باید به این موضوع توجه داشت.
نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

نور 

تعریف واقعی نور چیست؟
تعریف دقیقی برای نور وجود ندارد، جسم شناخته شده یا مدل مشخص که شبیه آن باشد وجود ندارد. ولی لازم نیست فهم هر چیز بر شباهت مبتنی باشد. نظریه الکترومغناطیسی و نظریه کوانتومی با هم ایجاد یک نظریه نامتناقض و بدون ابهام می‌کنند که تمام پدیده‌های نوری را توجیه می‌‌کنند.

نظریه ماکسول درباره انتشار نور و بحث می‌‌کند در حالیکه نظریه کوانتومی بر هم کنش نور و ماده یا جذب و نشر آن را شرح می‌‌دهد ازآمیختن این دو نظریه ،نظریه جامعی که کوانتوم الکترو دینامیک نام دارد،شکل می‌‌گیرد. چون نظریه‌های الکترو مغناطیسی و کوانتومی علاوه بر پدیده‌های مربوط به تابش بسیاری از پدیده‌های دیگر را نیز تشریح می‌کنند منصفانه می‌‌توان فرض کرد که مشاهدات تجربی امروز را لااقل در قالب ریاضی جوابگو است. سرشت نور کاملاً شناخته شده است اما باز هم این پرسش هست که واقعیت نور چیست؟

 گسترده طول موجی نور
نور گستره طول موجی وسیعی دارد چون با نور مرئی کار می‌‌کنیم اغلب تصاویر و محاسبات در این ناحیه از گستره الکترومغناطیسی انجام می‌‌گیرد امّا روش‌های مورد بحث می‌‌تواند در تمام ناحیه الکترومغناطیسی مورد استفاده قرار گیرند. ناحیه نور مرئی بر حسب طول موج از حدود ۴۰۰ نانومتر (آبی) تا ۷۰۰ نانومتر (قرمز) گسترده است که در وسط آن طول موج ۵۵۵ نانومتر (نور زرد) که چشم انسان بیشترین حساسیت را نسبت به آن دارد یک ناحیه پیوسته که ناحیه مرئی را در بر می‌‌گیرد و تا فروسرخ دور گسترش می‌‌یابد.

 خواص نور و نحوه تولید
سرعت نور در محیط‌های مختلف متفاوت است که بیشترین آن در خلاء و یا بطور تقریبی در هوا است در داخل ماده به پارامترهای متفاوتی بر حسب حالت و خواص الکترومغناطیسی ماده وابسته است. به‌وسیله کاواک جسم سیاه می‌‌توان تمام ناحیه طول موجی نور را تولید نمود. در طبیعت در طول موج‌های مختلف مشاهده شده امّا مشهورترین آن نور سفید است که یک نور مرکبی از سایر طول موج هاست. تک طول موج‌ها آن را به‌وسیله لامپ‌های تخلیه الکتریکی که معرف طیف‌های اتمی موادی هستند که داخلشان تعبیه شده می‌‌توان تولید کرد.

ماهیت ذره‌ای
ایزاک نیوتن در کتاب خود در رساله‌ای درباره نور نوشت: پرتوهای نور ذرات کوچکی هستند که از یک جسم نورانی نشر می‌‌شوند. احتمالاً نیوتن نور را به این دلیل بصورت ذره در نظر گرفت که در محیط‌های همگن به نظر می‌‌رسد در امتداد خط مستقیم منتشر می‌‌شوند که این امر را قانون می‌‌نامند و یکی از مثالهای خوب برای توضیح آن بوجود آمدن سایه است.

 ماهیت موجی
هم‌زمان با نیوتن، کریسیتان هویگنس (Christiaan Huygens) (۱۶۹۵-۱۶۲۹)طرفدار توضیح دیگری بود که در آن حرکت نور به صورت موجی است و از چشمه‌های نوری به تمام جهات پخش می‌‌شود به خاطر داشته باشید که هویگنس با به کاربردن امواج اصلی و موجک‌های ثانوی قوانین بازتاب و شکست را تشریح کرد. حقایق دیگری که با تصور موجی بودن نور توجیه می‌شوند پدیده‌های تداخلی اند مانند به وجود آمدن فریزهای روشن و تاریک در اثر بازتاب نور از لایه‌های نازک و یا پراش نور در اطراف مانع.

 ماهیت الکترومغناطیس
بیشتر به خاطر نبوغ جیمز کلارک ماکسول (James Clerk Maxwell) (۱۸۷۹-۱۸۳۱) است که ما امروزه می‌‌دانیم نور نوعی انرژی الکترومغناطیسی است که معمولاً به عنوان امواج الکترومغناطیسی توصیف می‌‌شود. گسترده کامل امواج الکتروو مغناطیسی شامل: موج رادیویی، تابش فروسرخ نور مرئی از قرمز تا بنفش، تابش فرابنفش، پرتو ایکس و پرتو گاما می‌‌باشد.

 ماهیت کوانتومی نور
طبق نظریه مکانیک کوانتومی نور، که در دو دهه اول سده بیستم به وسیله پلانک و آلبرت انیشتین و بور برای اولین بار پیشنهاد شد، انرژی الکترو مغناطیسی کوانتیده است، یعنی جذب یا نشر انرژی میدان الکترو مغناطیسی به مقدارهای گسسته‌ای به نام “فوتون” انجام می‌‌گیرد.

 نظریه مکملی
نظریه جدید نور شامل اصولی از تعاریف نیوتون و هویگنس است. بنابرین گفته می‌‌شود که نور خاصیت دو گانه‌ای دارد بر خی از پدیده‌ها مثل تداخل و پراش خاصیت موجی آن را نشان می‌‌دهد و برخی دیکر مانند پدیده فتوالکتریک، پدیده کامپتون و … با خاصیت ذره‌ای نور قابل توضیح هستند.

 پرتوهای دیگر
برای این بخش از این مقاله منبعی نیامده‌است. لازم است بر طبق شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع منبعی برای آن ذکر شود.
فروسرخ:پرتو فروسرخ یا مادون قرمز تابشی است الکترومغناطیسی با طول موجی طولانی تر از نور مرئی اما کوتاهتر از تابش ریزموج. از آنجا که سرخ، رنگ نور مرئی با درازترین طول موج را تشکیل می‌دهد به این پرتو، فروسرخ یعنی پایین تر از سرخ می‌گویند.تابش فروسرخ طول موجی میان ۷۰۰ nm و ۱ mm دارد. گاما:با توجه به اینکه اشعه گاما دارای تشعشع الکترومغناطیسی است، آن فاقد بار و جرم سکون است. اشعه گاما موجب برهمکنشهای کولنی نمی‌گردد و لذا آنها برخلاف ذرات باردار بطور پیوسته انرژی از دست نمی‌دهند. معمولاً اشعه گاما تنها یک یا چند برهمکنش اتفاقی با الکترونها یا هسته‌های اتم‌های ماده جذب کننده احساس می‌کند. در این برهمکنش‌ها اشعه گاما یا بطور کامل ناپدید می‌‌گردد یا انرژی آن بطور قابل ملاحظه‌ای تغییر می‌یابد. اشعه گاما دارای بردهای مجزا نیست، به جای آن، شدت یک باری که اشعه گاما بطور پیوسته با عبور آن از میان ماده مطابق قانون نمایی جذب کاهش می‌یابد.فروپاشی گاما در فروپاشی گاما، هنگامی که یک هسته تحت گذارهایی از حالات برانگیخته بالاتر به حالات برانگیخته پایین‌تر یا حالت پایه آن می‌رود، تشعشع الکترومغناطیسی منتشر می‌گردد. معادله عمومی فروپاشی گاما بصورت زیر است:

AZX*——–>AZX + γ

که در آنX و X* به ترتیب نشان دهنده حالت پایه (غیر برانگیخته) و حالت با انرژی بالاتر است. قابل ذکر است که این فروپاشی با هیچ گونه تغییر در عدد جرمی (A) و عدد اتمی (Z) همراه نیست.

حالت برانگیخته هسته و حالت با انرژی پایین حاصل شده در اثر نشر پرتو گاما، فقط زمانی به عنوان ایزومر هسته‌ای در نظر گرفته می‌شود که نیمه عمر حالت برانگیخته به اندازه‌ای طولانی باشد که بتوان آن را به سادگی اندازه گیری نمود. زمانی که این حالت وجود داشته باشد، فروپاشی گاما به عنوان یک گذار ایزومری توصیف می‌گردد. اصطلاحات حالت نیمه پایدار یا حالت برانگیخته برای توصیف گونه‌ها در حالات انرژی بالاتر از حالت پایه نیز به کار می‌رود.

حالتهای فروپاشی گاما نشر اشعه گامای خالص: در این حالت فروپاشی گاما، اشعه گامای منتشر شده به‌وسیله یک هسته از یک فرآیند فروپاشی گاما برای کلیه گذارها بین ترازهای انرژی که محدوده انرژی آن معمولاً از ۲ کیلو الکترون ولت تا ۷ میلیون الکترون ولت است، تک انرژی است. این انرژیهای گذارها بین حالت کوانتومی هسته بسیار نزدیک هستند. مقدار کمی از انرژی پس زنی هسته با هسته دختر (هسته نهایی) همراه است، ولی این انرژی معمولاً نسبت به انرژی اشعه گاما بسیار کوچک بوده و می‌توان از آن صرفنظر کرد.

حالت فروپاشی بصورت تبدیل داخلی: در این حالت فروپاشی، هسته برانگیخته با انتقال انرژی خود به یک الکترون اربیتال برانگیخته می‌گردد، که سپس آن الکترون از اتم دفع می‌شود. اشعه گاما منتشر نمی‌شود. بلکه محصولات این فروپاشی هسته در حالت انرژی پایین یا پایه، الکترونهای اوژه، اشعه ایکس و الکترونهای تبدیل داخلی است. الکترونهای تبدیل داخلی تک انرژی هستند. انرژی آنها معادل انرژی گذار ترازهای هسته‌ای درگیر منهای انرژی پیوندی الکترون اتمی است.

با توجه به اینکه فروپاشی تبدیل داخلی منجر به ایجاد یک محل خالی در اربیتال اتمی می‌شود، در نتیجه فرآیندهای نشر اشعه ایکس و نشر الکترون اوژه نیز رخ خواهد داد.

حالت فروپاشی بصورت جفت: برای گذارهای هسته‌ای با انرژی‌های بزرگ‌تر از ۱.۰۲ میلیون الکترون ولت تولید جفت اگر چه غیر معمول است اما یک حالت فروپاشی محسوب می‌شود. در این فرآیند، انرژی گذرا ابتدا برای بوجود آمدن یک جفت الکترون – پوزیترون و سپس برای دفع آنها از هسته بکار می‌رود.

انرژی جنبشی کل داده شده به جفت معادل اختلاف بین انرژی گذار و ۱.۰۲ میلیون الکترون ولت مورد نیاز برای تولید جفت است. پوزیترون تولید شده در این فرآیند نابود خواهد شد.

 منبع :
دانشنامه رشد + ویکی پدیا

نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

ترمودینامیک در چالش 

چالش جديد فيزيك دانان

در دنياي دانش و فناوري، علوم گوناگوني وجود دارند كه هر يك به نوبه خود و با توجه به اكتشافات و اختراعات وابسته به آن علم، خودنمايي مي‌كنند؛ علومي همچون « فيزيك » ، « شيمي »، « رياضي » و… .
دانشمندان علم « فيزيك » براين باورند كه مادر همگي علوم، علم « فيزيك » است. براساس گفته ايشان، علوم « شيمي » براساس علوم « فيزيك » صورت مي‌پذيرد و حتي‌ وقتي كه از رياضي استفاده مي‌شود، در واقع از علم « فيزيك » استفاده شده. بر اين اساس هر عملي، به نحوي به علم « فيزيك » ربط پيدا مي‌كند.
در واقع علم فيزيك، يكي از بزرگترين يا شايد تنها علمي است كه به هر چيزي ربط پيدا مي‌كند و همگي ما از هنگامي كه مدرسه مي‌رويم، به نحوي با علوم گوناگون فيزيك در ارتباط بوده‌ايم. در‌اين ميان يكي از مباحث اصلي در علم « فيزيك » مبحث « ترموديناميك » است؛ بحثي كه از اثبات منظم در راز آفرينش گرفته تا ماده و انرژي و هر چيز ديگري، صحبت به ميان مي‌آورد. به جرات مي‌توان گفت كه همگي ما از همان سال‌هاي اول ابتدايي با بحث « ترموديناميك » آشنا مي شويم و به يقين، همگي ما حتي اگر هيچ چيزي از « ترموديناميك » نشنيده باشيم، حداقل، قانون بقاي انرژي را چندين بار در سال‌هاي مختلف تحصيل ديده و شنيده‌ايم


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رها | لینک ثابت | موضوع: |

چشم انداز ترمودینامیک 

نگاه اجمالی
قوانینی که کمیتهای ماکروسکوپیک دخیل در فرآیندهای شامل گرما (مانند فشار ، حجم ، دما ، انرژی داخلی و آنتروپی) را به هم مربوط می‌کنند، اساس علم ترمودینامیک را تشکیل می‌دهند. بیشتر کمیتهای ماکروسکوپیک (مثلا فشار ، حجم و دما) مستقیما به ادراک حسی ما مربوط می‌شوند. اگر بتوانیم کمیتهای ماکروسکوپیک را برحسب کمیتهای میکروسکوپیک تعریف کنیم، قادر خواهیم بود قوانین ترمودینامیک را بطور کمی به زبان مکانیک آماری بیان کنیم.

چشم‌انداز ترمودینامیک از نظر فیزیکدانان
چنانچه که گفته شد، اگر بتوانیم کمیتهای ماکروسکوپیکی را برحسب کمیتهای میکروسکوپیک تعریف کنیم، می‌توانیم ترمودینامیک را به صورت ریاضی و فرمول‌بندی به زبان مکانیک آماری بیان کنیم. در واقع ، انجام چنین کاری گفته آر. سی. تولمان را تائید می‌کند که « توضیح علم ترمودینامیک به کمک علم انتزاعی‌تر مکانیک آماری ، یکی از بزرگترین دستاوردهای فیزیک است. » علاوه بر این ، بنیادی‌تر بودن نکات مکانیک آماری به ما امکان می‌دهد که اصول عادی ترمودینامیک را تا حد قابل توجهی تکمیل کنیم.

توصیف میکروسکوپیکی
توصیف مشخصات کلی یک سیستم به کمک تعدادی از ویژگیهای قابل اندازه گیری آن (مانند فشار ، حجم ، دما ، انرژی داخلی ، آنتروپی ، چگالی و ...) ، که کم و بیش مستقیما با حواس ما قابل درک هستند، یک توصیف ماکروسکوپیکی است. این توصیفها نقطه شروع تمام بررسی‌ها در تمام شاخه‌های فیزیک هستند. مثلا در بررسی مکانیک یک جسم صلب ، دیدگاه ماکروسکوپیکی را اتخاذ می‌کنیم.

مختصات مکانیکی
برای بررسی مکانیک یک سیستم صلب از دیدگاه ماکروسکوپیکی استفاده می‌کنیم، زیرا فقط جنبه‌های خارجی جسم صلب را در نظر می‌گیریم. مکان مرکز جرم نسبت به محورهای مختصات در یک زمان مشخص می‌شود. مکان و زمان و ترکیبی از آن دو مانند سرعت بعضی از کمیتهای ماکروسکوپیکی متداول در مکانیک را تشکیل می‌دهند و به مختصات مکانیکی مشهورند.

کاربرد مختصات مکانیک
مختصات مکانیکی برای تعیین انرژی پتانسیل و انرژی جنبشی جسم صلب نسبت به محورهای مختصات استفاده می‌شود، یعنی انرژی جنبشی و انرژی پتانسیل جسم به صورت یک کمیت کلی بکار می‌آیند. این دو نوع ، انرژی خارجی یا مکانیکی جسم صلب را تشکیل می‌دهند. هدف مکانیک ، تعیین روابط بین مختصات مکان و زمان است که با قوانین نیوتن سازگار باشند.

مختصات ترمودینامیکی
در ترمودینامیک توجهمان به داخل سیستم معطوف می‌شود. دیدگاه ماکروسکوپیکی را اختیار می‌کنیم و بر آن دسته از کمیتهای ماکروسکوپیکی تاکید می‌کنیم که رابطه‌ای با حالت داخلی سیستم داشته باشند. تعیین کمیتهایی که برای توصیف این حالت داخلی لازم و کافی هستند، به عهده آزمایش است. آن کمیتهای ماکروسکوپیکی که به حالت داخلی سیستم مربوط هستند، مختصات ترمودینامیکی خوانده می‌شوند.

کاربرد مختصات ترمودینامیکی
مختصات ترمودینامیک برای تعیین انرژی داخلی سیستم بکار می‌آیند. هدف ترمودینامیک پیدا کردن روابط کلی بین این مختصات ترمودینامیکی است که با قوانین بنیادی ترمودینامیک سازگار باشند.

سیستم ترمودینامیکی انواع آن
سیستمی که بتوان بر حسب مختصات ترمودینامیکی توصیف کرد، سیستم ترمودینامیکی می‌خوانند.

در مهندسی ، سیستمهای مهم ترمودینامیکی عبارتند از: یک گاز ، مانند هوا ؛ یک بخار ، مانند آب ؛ یک مخلوط ، مانند بنزین و هوا و یک بخار در تماس با مایع خود ، مانند آمونیاک مایع و آمونیاک تبخیر شده. ترمودینامیک شیمیایی علاوه بر این سیستمها با جامدات ، فیلمهای سطحی و پیلهای الکتریکی سر و کار دارد. ترمودینامیک فیزیکی علاوه بر سیستمهای بالا شامل سیستمها